تبليغاتX
سجده بر زمین

 

ای ارباب مهر !!؟

همه،بازگشت تورا چشم در راهند :

شاهزاده،در فراز مندی عطر الود خویش ،،

زن شوهر کرده ،در قفس خویش ،،

دورگردی که در کوچهای شرم خویش ،نان می جوید،،

راهبه بی شوهر در صومعه خویش،،

وزن نازا نیزدر برابر پنچره اتاقش،تصویر جنگل را که بلورهای یخ بر شیشه ی پنچره ترسیم کرده می نگرد،در هما هنگی اجسام ان ،تورا می بیند و دررویای خویش ،شیرت می دهد تا تسلا یابد .

ای سرور سرایندگان !

ای سرورآرزوهای خاموش ما!

قلب جهان با تبش های دل تو می تپد،اما با سروده هایت اتش نمی گیرد .جهان برمی نشیند تا به ارامش وطرب،آوایت بنیوشد،اما بر نمی خیزد تا کنارهی تپه های توراپیرایه بر بندد.

انسان رویای تورا به خواب می بیند ،اما با سپیده دم تو- که بسی بزرگتر از رویای توست - بر نمی خیزد .

او می خواهد به بصریت به تو بنگرد ،اما گام های سنگین خویش را به سوی بارگاه تو به حرکت در نمی اورد .بسیاری از انان که به نام تو بر تخت ها نشانده شدند و نیروی تو تاج بر سر گرفتند ،دیدار زرین تو را به تاج و گرزدستان خویش مبدل کردند.

ناجی ،که دیده گانت ،در انگشتان نابینایان،بینای افکند .

تکریم ها ونغمه ها ،واسرار وقربانی ها که مردمان به تو پیشکش می کنند،همه برای خویشتن دربند خودشان است .

تنها خویشتن دوردست وبانگ پرطنین و شوق اشتیاق انها توی

** ناجی **

+نوشته شده در چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت2:36توسط No bahar |
باران را دوست داری اما با چتر میری زیرش.گل رو دوست داریاما از شاخه جداش می کنی پرنده رو هم دذوست داری اما میندازیش تو قفس نگه ش میداری (حالا میگی منو هم دوست داری اما می ترسم که.....!!!!!)
+نوشته شده در چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت18:20توسط No bahar |