به نام خدای من
قول داده بودم وصیت نامه ام را بذارم توی وب که به دلیلی نشد .ببخشید .
اما............
ماروباش که فکر می کردیم میشه عاشق بود وموند
مارو باش که فکر می کردیم میشه از عاشقی خوند .
مارو باش که یه عمریه از عاشقی دم می زنیم
عمریه که چونه زیاد واز کم می زنیم
چی میشد اگه دروغ توی لحظه های ما جا نداشت
چی میشد اگه دورنگی هم دیگه معنا نداشت
کاش میشد برای هوس رفاقت هارو نفروخت
کاش میشد صداقتو رو تن هر اینه دوخت
چرا ما ادمها گاهی وقتها خیلی بد میشیم
برای راه همدیگه خواسته نخواسته سد میشیم
جای مرهم برای زخم عاشق ها نمک میشیم
هرکی با ما صادقه باهاش پراز کلک میشیم
دلخوش هرکی شدیم تو زرد از اب دراومد
وقتی دلتنگی بیاد هیچ کس نمیاد به اداش
ندونستیم وقتی نوبت ماست چرا دیر میشه
حرفهای خوب واسه ما زخم زبون وتیز میشه
شاید ما ندونستیم زندگی چه شکلیه
کی سرکاره که نیست اصلا دنیا دست کیه
ما به هرحال می پریم بی چشم دل بی پروبال
*امیر و رها*
وصیت نامه !!!

اخر یه روز حاجتم ازت می گیرم .....
تا حالا شده از احساس خوشی حالت خفه گی بهتون دست بده ؟؟؟
به زودی .....منتظر متن کامل وصیت نامه من باشید .......
امیر۲۲
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
از غروب یه بغضی ته گلوم گیر کرده بود نمیدونستم چرا ؟
که یه دفعه موقع اذان مامانم گفت امشب شب شهادت جدته .وای خدا عجب بی معرفتی ام من .آخه آدم اینقدر بی معرفت که شهادت جدّشو یادش بره ....منی که تنها افتخار زندگیم اینه که از ذریه رسول الله ام ...آخ خدا ....
فهمیدم پس این دل گرفتنم بی دلیل نبوده ....
وضو گرفتم و خلاصه ...
خدایا اینه رسمش ؟ تو زندان سرد و تاریک دنیا تنها مایه دلخوشی آدمایی که دنبال حقیقتن فقط وجود ائمه معصومین علیهم السلام بود که الان جز یکی همه رو؟ ....که اونم ؟....
خدا برشون گردون ...
چقدر دلم تنگه ، تنگه از این همه بی معرفتی از اینکه میتونستم سرمو بزارم رو زانوان مادری که سرور بانوان هر دو عالمه ، مادری که تموم حقایق عالم در سینه اش جمع بود مادری که حق من بود که سایش تا آخر عمرم بالای سرم باشه والان نیست ....چقدر دلم تنگه از اینکه پدری داشتم که اگه بود زیر سایه اش میتونستم همه حقایق عالمو در حد ظرفیتم بی دردسر یاد بگیرم و بازم همون نامردا و بیمعرفتا.......
خداااااااا...
.
.
هر وقت دلم میگیره ، هر وقت خوشحالم و در کل هر زمان که نیاز به مشورت یا نصیحت با کسی دارم که در عین دلسوز و مهربون بودن عالِم هم باشه یاد خدا و قرانش میافتم ...
وضو میگیرم میشینم رو به قبله و بعد اینکه حرفامو بهش زدم و حاجاتمو ازش خواستم بعد صلوات و بسم الله الرحمن الرحیم قرآنو باز میکنم و بین آیاتی که میاد دنبال پیامی میگردم که خدا در اون لحظه مخصوص من گفته .
امشب صفحه 205 اومد وقتی بین آیات دنبال پیام خدا گشتم به اینجا رسیدم که :
...و مالََکُم مِّن دونِ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلا نَصیرٍ:وجز خدا برای شما مولی و یاوری نیست .
توی این دو سه روز سه بار قرآنو به نیت اینکه خدا باهام حرف بزنه باز کردم و هر سه بار شبیه این آیه اومد ...مطمئنم که بی دلیل نیست و شانسی هم نبوده ....
در هر سه بار خدا اکیدا بهم تاکید کرد که جز خدا مولی و یاوری نیست ...
و به جرأت میتونم بگم که شاید تو این سه بار شاید هیچ آیه ای نمیتونست اینقدر آرومم کنه .و جالب اینجاست که تو این صفحه هر سه خصوصیتی هم که از خدا تو ذهنم بود آورده شده بود یعنی علیم و رحیم و رئوف.....
خدااا خیلی دوووسِت دارم ....
.
.
خوشبحال مردم اون سرزمینی که یه جایی توی یکی از همین کهکشانهای هستی، الان دارن زیر سایه جدم امام جعفر صادق علیه السلام کسب معارف میکنن :آخه خودشون(امام جعفر صادق علیه السلام) گفتن که :
همانا خداوند متعال ، دوازده هزار جهان آفريده است كه هر يك از آن ها نسبت به آسمان ها و زمين هاى هفت گانه بزرگ تر مى باشد؛ و من و ديگر ائمّه دوازده گانه از طرف خداوند بر همه آن ها حجّت و راهنما هستيم .(یعنی شما الان تو کدوم کهکشون هستین ؟)
(بحارالا نوار: ج 79 ص 116 ح 7 و ح 8، و ص 123 ح 16.)
امشب و فردا رو به حضرت بقیةالله روحی فداه و به همه شیعیان و محبین حضرتش تسلیت میگم .
کاش زودتر برسه اون روزی که مردم کهکشانهای مختلف با هم رفت و آمد کنن و ....
پس به امید تعجیل در رسیدن این روز :
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و ال محمد و اخر تابع له علی ذالک
بچه ها تو دعاهاتون ما رو هم یادتون نره ...
بنام خدای من
تهران می ماند وخاک سفید
گرد می ماند ومرد میمیرد
ما مانده ایم با بوق ها ودوغ ها ی پاستوریزه
با مردان خیابانی ،وزنانی که راه خانه شان را گم کرده اند .
سرم درد می کند و هیچ کسی نیست ؟؟!!
یکی بیاید اسلام را نجات بدهد از دست این همه مسلمان ....
در جمعه های و دلتنگی کسی به داد ما نمی رسد ....
ای امام زمان نه شمس کاری می تواند و ونی مولانا
سرم گیج می رود اعصابم یا امام زمان .......
و دورغ می گوییم به وسعت دریا ........
کپی برداری ممنوع رفیق !!!!
*amir 22*
اول ازش اصلا خوشم نمی اومد؟؟؟!!

می گفت یه شب اومد توی خواب بهم گفت مرد حساب من چه بدی به تو کردم ؟؟؟
می گفت به دلیل کاستی های که توی زندگیم بود همیشه هرچی کمی می دیدم نقد به اون می کردم .نقد های من شاید درست بود ولی بزرگتر شدم فهمیدم من برای زندگی خودم چیکار کردم من من ...!!! رهبر برای من چیکار کنه وقتی من خودم نمی تونم شرایط خودم بهتر کنم وقتی من خودم برای خودم دلسوز نیستم ...
دیدار صمیمی بچه های دبیر خانه دائمی اندیشه مطهر مازندران بیت مقام معظم رهبری (اقا)
بنام خدای من
می خواستم تورا خورشید بنامم .از رو شنایی منتشرت:
دیدم خورشید ،سکه صدقه است که تو هرصبح از جیب شرقی ات در میاوری ،دور سر عالم می چرخانی ودر صندوق مغرب می اندازی وبدین سان استواری جهان را تضمین میکنی .
می خواستم نام تورا ابر بگذارم – از شدت کرامتت.
دیدم که نسیم ،فقط بازدم توست که فضای قدسی فرشتگان تنفس می کنی .به اینجا رسیدم که...
زیبا ترین وزیبنده ترین نام ، همان است که خدا برای تو برگزیده است ،ای کریم ترین بخشنده روی زمین
جواد .....
امضاء : سید مهدی شجای
وانان را که از مرگ می ترسند از کربلا می رانند .
سید اهل قلم اقا مرتضی
بازهم کپی برداری ازاد است !!؟
Amir22


