بنام خدای خودم
همون خدای که بعضی اوقات باهاش قهر می کنم وبعد خودم براش لوس میکنم تا باهم اشتی کنیم .نه این کسی که داره این عبارات را مینویسه یک بچه ننه نیست (این یه نوع دیدگاه )والبته این همون کسیه که دور وری هاش کم دیدن که یک لبخند کوچیک بزنه وهمیشه از سردی وخشکی رفتارش شکایت میکنن .... وای خدا به خودت قسم این جماعت تورا روی طاقچه ی خانه یشان جا گذاشته ان . امروز من مانده ام تو کجایی واین جماعت رو نمی بینی ...شاید می ببنی ولبخند میزنی ....
واما بعد یه جمله ...
حق را بشناس، اهل حق را خواهی شناخت....باطل را بشناس، اهل باطل را خواهي شناخت.
گفت دانايي كه گرگي خيره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
لاجرم جاريست پيكاري سترگ
روز و شب ما بين اين انسان و گرگ
ویه تک جمله تقدیم به رفقای انجمنیم که این روزها خیلی خسته اند وشاید از خونسردی من حالشون گرفته است ولی باید صبر کرد .شاید اون روزی که سهراب نوشت :تا شقايق هست زندگي بايد كرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت......
از تماتمی دوستانم بخاطر اینکه وقت ندارم بهشون سربزنم عذر خواهی میکنم وهمین جا عید رابه همشون تبریک میگم وسالی پرکت وپربار همراه با موفقیت براشون ارزو میکنم ..امیدوارم امسال عید ما به ارزوی دیرین خودم برسم .... برای همه ارزوی موفقیت دارم.
بنام خدا
دیدم همه دوستان دارن این اخرسالی درد دل مینویسن گفتم چند خطی بنویسم ماهم بگیم بله ....
راستش دوستان من توی این نت زیاد تجربه ندارم یعنی تازه دوساله که من واقعا با هدف میام اینجا ...وتوی این دوسال چیزهای جالبی دیدم ادمهای که برای خودشون شخصیت می ساختن یا چنان قربون صدقه ادم میرفتن که نگو .... ما هم که دهاتی ....
ولی من توی دوسال چند تا دوست خوب پیدا کردم وبه یک سری از دوستانم نزدیک ترشدم ... نمی دونم ادم ها چرا بعضی وقتها انقدر خسیس میشن یا اینکه قدر چیزهای که دارن رو نمی دونن ... یه روزی توی جمع بچه های انجمن گفتم ... دوستان قدر هم بدونیم قبل ازاینکه ازهم جدا بشیم .. یا دست زمانه مارو از هم جدا کنه ....
یه سلام خالص ازائن نوع سلامهای که بوی نفت نمیده به همه دوستان گلم ..البته ما از اون جمله دهاتی های هستیم که بلد نیستیم قربون صدقه تون بریم ولی ..دوستون دارم ...
نوبهار خاندان ما داره دنیا میاد یعنی 15روز دیگه ... ولی من دارم میرم جای که .. جایی که احساس میکنم اونجا به خدانزدیک ترم ....خرمشهر .. شلمچه ...
مثل سال قبل زمان سال تحویل برم روی یه تپه یه گوشه ی وبا خدا حرف بزنم ..وبه یاد سید علی دوامی –غلامرضا باقری –محمدعلی –محسن –عمو مرتضی – خیلی های دیگه باشم .این طلائیه است کمی جلوتر از چاله ماهی ... جای که غلامرضا باقری موضوع پایان نامه اش نوشت .....


