تبليغاتX
سجده بر زمین - شبستان 37:
شبستان 37:

 

ادمها به علت های مخلتفی از هم جدا میشوند همیشه در جدا شدن ها حرفی از رفتن است ..

وقتی دوست عزیزم برای همیشه ایران را ترک میکرد غمی روی دلم نشست که انگاری هنوز هم رهایم نکرده لحظه اخر بهم گفت تو داری خودتو هدر میدی جای تو اینجا نیست و من ماندم - احمد و سعید  را به خاک سپردم من ماندم و این بار سروش  را بدرقه کردم که برای همیشه رفت امارات ..میخواهم بگم همه لحظه هات ما پر از دست دادن هاست .وقتی با دوستی جدید اشنا میشوم که شاید او شفیته اخلاق من میشود یا..بلعکس تهه دلم از دل بستن میترسم چون او را هم روزی به دلیلی باید از دست بدهم شاید باید دور دلم سیم خار دار بکشم ...

یادش به خیر عروسی یکی از فامیل ها بود زنش جلوی جمع گفت از این به بعد شوهرم فقط با ادمهای متاهل باید رفت امد کند بعضی ها را اینگونه از دست میدهیم ..

بعضی هام که  مثل مجتبی رفت نیروی دریایی الان معلوم نیست کجا هست ..

به دلیل این نوشته که به همه دوستانم بگم ما روزی به هر دلیلی از هم جدا میشویم قدر لحظات با هم بودن را بدانیم تا اگر کسی از ما برای همیشه رفت لحظاتمان پر نشود از ای کاش ها...

پ ن: همه این نوشته ها مقدمه بود که بگم قدر منو بدونید..

  پ ن : کلام بعدی عکاسی

+نوشته شده در جمعه 9 اسفند1387ساعت5:46توسط No bahar |